الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

114

تفسير مجمع البيان (فارسى)

نمىكنيم ، مانند اينكه اگر كسى بشما دستورى بدهد و شما نخواهيد آن كار را انجام دهيد به دو مىگوييد : من نميدانم چه مىگويى ، در صورتى كه معناى سخن او را ميدانيد ولى نميخواهيد آن كار را انجام دهيد . و از اين سخن قوم شعيب معلوم مىشود كه آنها در برابر منطق شعيب ملزم شده بودند و بناچار اين حرف را ميزدند . « وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً » و ما تو را در ميان خود ناتوان و ضعيف مىبينيم ، جبائى گفته : منظور ضعف جسمى و ناتوانى بدنى است ، و سفيان گفته : از نظر چشم و بينايى ديده ضعيف بود ، و قتادة و سعيد بن جبير گفته‌اند : شعيب نابينا بوده . و زجاج گفته : قبيلهء « حمير » شخص نابينا را ضعيف ميناميده‌اند . ولى به نظر ما اين قول صحيح نيست زيرا از اينكه بشعيب ميگفتند « تو در ميان ما ضعيف هستى » معلوم مىشود كه منظورشان از « ضعيف » نابينا نبوده زيرا كسى كه نابينا است در ميان همهء مردم نابينا است و معنى ندارد كه كسى به دو بگويد « تو در ميان ما نابينا هستى » . و اساساً اختلاف شده كه آيا جايز است پيغمبرى كه از جانب خدا آمده نابينا باشد و جمعى گفته‌اند جايز نيست زيرا نابينايى نقصى است كه موجب تنفر مردم است ، و عده‌اى هم در مقابل اينها گفته‌اند : نابينايى هم مانند ساير امراض بوده و تنفرى ايجاد نميكند . و حسن گفته : ضعيف در اينجا به معناى خوار و پست است . « وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ » و اگر بخاطر احترام فاميل و عشيرهء تو نبود ما تو را با سنگ بقتل ميرسانديم ، و برخى گفته‌اند : منظور از رجم در اينجا دشنام و ناسزا است يعنى تو را دشنام داده و ناسزا مىگفتيم . « وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ » يعنى چنان نيست كه ما بخاطر عزت و نيرويى كه بر ما دارى دست از كشتن تو برداشته و بدينجهت تو را بقتل نميرسانيم بلكه بخاطر حرمت قوم و قبيلهء تو است ، و حسن گفته : شعيب عليه السلام در ميان قبيلهء خود بسيار محترم و عزيز و از اشراف آنها محسوب ميشد ، و پس از لوط خداوند پيغمبرى را مبعوث نفرمود مگر آنكه در ميان قبيلهء خود محترم و عزيز بود . « قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ » شعيب گفت : اى مردم آيا احترام عشيره و